تبليغاتX
آسمان مال من است ...

خبر گزاری ایشنا

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:59 توسط محمد رضا شاگردی |

 
ژنرال بی ستاره ی فوتبال ما, این روزها تا بخواهید در تیمش ستاره دارد و امید فراوان برای افتخار آفرینی در آسیا.
با آنکه برخی از نامداران فوتبال ایران میگویند؛( تیم او حتی به نیمه نهایی نخواهد رسید), اما مطمئنا" ایران یکی از پر امیدترین تیمهای این دوره از رقابتهاست.
در اینکه قلعه نویی این روزها, آن محبوبیت یکی دوسال گذشته را ندارد شکی نیست. این نزول محبوبیت را بیش از جوسازیها, افشاگریها, حسادتها و کینه توزیها باید در رفتار خود امیر جستجو کرد. رفتاری که سبب شد , سرسخت ترین دشمنان او در خانواده ی خود استقلال پا بگیرند.
جام ملتهای آسیا میتواند مکانی باشد جهت کسب اعتبار مجدد برای قلعه نویی. اومیتواند با عملکرد خوب خود در این جام, تا حدود زیادی شرایط را تعدیل کند و همچنان نام خود را در زمره ی بهترینها نگاه دارد.
اما از آنسو طیف مخالفی وجود دارد که زمین خوردن امیر و تیمش را در جام ملتها آرزو میکند و شمارش معکوس را برای سقوط پر سر و صدای او آغاز کرده است.
کینه و بغض آنها نسبت به امیر به حدی است که فراموش کرده اند, به هر حال او امروز سکاندار تیم ملی است و موفقیت او در این برهه, اعتبار و افتخار است برای ایران. آنها برای آنکه سکاندار را غرق کنند , حاضرند کل کشتی را در قعر دریا ببینند.
تصور کردن این امر که قلعه نویی با قهرمانی ایران در آسیا, به غولی مبدل شود شکست ناپذیر, طیف مخالف را سخت نگران کرده است. از همین رو شاید آرزوی شکست تیم ملی را داشته باشند. آنان این امر را برنمیتابند که امیر, افتخاری بس بزرگتر کسب کند و اعتباری دوباره.
آن چیز که در این میانه کم اهمیت ترین چیز مینماید, اعتبار فوتبال ایران است . افتخار ملی , بیشتر به یک شعار تکراری و ملال آور میماند تا یک حس و نیروی غرور آفرین.
به هر حال زمان زیادی طول نخواهد کشید تا امیر از این برزخ پای را بیرون بگذارد.آنجاست که خواهیم دید زیر پایش خالیست و راهی دره ی نابودی, و یا اینکه زیر بازوانش را میگیرند و به عرش میبرندش.
آنروز است که خواهیم دید دوستانش خرسند خواهند شد یا دشمنان بی شمارش. پس از آن شمارش خواهیم کرد که سالهای ناکامی مان در جام ملتها بیش از 31 خواهد بود یا خیر.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 14:44 توسط محمد رضا شاگردی |

سایت فارسی مربیگری انلاین در اینترنت

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 19:57 توسط محمد رضا شاگردی |


این محمود کریمی سالهاست که فوق العادس ... اگر ارزشهاش کمتر از خداد عزیزی در اوج نباشه کمتر نیست ... بلاشک ! ولی متاسفانه در این سالها هیچگاه دنبال این بازیکن نرفتیم ! و همه حواس ما دنبال یه بازیکنای عجیب و غریب و ظاهرا بزرگ میریم ! کریمی واقعا چهارچوب شناس بزرگیه ... بازیکن سرعتی و تیز هوش که وجب به وجب چهارچوب رو مثل عنایتی می شناسه ! واقعا اینهمه مدت دلمون رو خوش کردیم به خطیبی و اونهم 4-5 ساله که مدام ناز میکنه و پاشو تو استقلال نمیذاره! واقعا اگر امسال هم دنبال محمود کریمی نریم اوج بدسلیقه گی و کج سلیقگی مدیران باشگاست ...

بازیکنان زیادی هستن که واقعا ستاره اند ولی ما غافلیم ! یعنی مسئولان باشگاه ...

یکی مثل عماد رضا مقدماتی 2002 فوق العاده مقابل ایران و سایر رقبا بازی میکرد ولی هیشکی ندید تا دو سال پیش !!!! خدا پدر اونیو بیامرزه که عماد رضا رو اوورد ایران !

در جام ملتهای قبل خیلی از بازیکنان اسیای میانه خوش درخشیدند ... ولی فقط ابومسلم یکی دو بازیکن ترکمن رو دید و به ایران اوورد ...

حتی همین بازیکنان عربی مثل قطر و امارات و عربستان ... واقعا میشه بازیکنان مستعدی نظیر عماد رضا رو توشون پیدا کرد ولی ای دل غافل ...!!

استقلال خیلی بازیکنان خوبی رو میتونه بخره که حداقل یه سروگردن از فعلی ها برترند منتها یه چشم بینا می خواد که هیشکی انگار نداره !!!!

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 19:22 توسط محمد رضا شاگردی |

 

 

یک سیب رو که بالا بندازی, هزارتا چرخ میخوره تا بیاد پایین). مرد میانسالی که روی سکوهای ورزشگاه آزادی نشسته بود, این ضرب المثل را برای چند تا جوان میگفت.....

فکر میکنم حوالی سال 64 بود. مسابقات باشگاههای تهران , معتبرترین جام آنروزهای فوتبال ایران در دو گروه انجام شده بود و استقلال و شاهین به فینال رسیده بودند. اگر اشتباه نکنم شاهین با هنرمندی کریم باوی, پرسپولیس را شکست داده بود.

استقلال هم با گل بینظیر و بیاد ماندنی جعفر مختاریفر هما را مغلوب کرده بود. حالا یک پای فینال استقلال بود و بزرگانش مثل؛ حجازی, چنگیز, حاجیلو, فریبا, نامجومطلق,مختاریفر, مظلومی....و پای دیگر فینال شاهین یکدست و خطرناک آن روزها بودبا مهره هایی مثل , اردستانی, پازوکی, دینورزاده, باوی, محرمی و جوانی ریزنقش ولاغر اندام در میانه ی میدان.

روی نیمکت استقلال پور حیدری بود و روی نیمکت شاهین, یک استقلالی کهنه کار دیگر بنام نصراله عبدالهی. استقلال میدانست تنها راه از کار انداختن شاهین, از کار انداختن آن جوان ریز نقش بود. بهمین دلیل , رسول غنی زاده هافبک جوان و جنگنده ی استقلال مامور مهار هافبک وسط شاهین شد.رسول هم با چاشنی خشونت و حتی دریافت کارت زرد , وظیفه اش رابخوبی انجام داد.

اما استقلال با این ترفند, در خط حمله کم تعدادشده بود. لذا با شروع نیمه ی دوم , پرویز مظلومی به جای غنی زاده وارد میدان شد. این حربه ی پورحیدری خیلی زود جواب داد و پس از چند دقیقه , مظلومی با شگرد همیشگی اش ( ضربه ی سر) استقلال را پیش انداخت.

استقلالیها خوشحال از اینکه تعویض خوبی انجام داده بودند, در سودای قهرمانی سیر میکردند. غافل از اینکه با این تعویض, جوان اول شاهین آزادشده بود. از اینجا بود که بازی شکل دیگری به خود گرفت و همانطور که پیش بینی میشد, شاهین گل تساوی را زد.

سرانجام کار به ضربات پنالتی کشید. پس از چند ضربه از سوی بازیکنان دو تیم, نوبت به ضربه ی سرنوشت ساز شاهین رسید. درون دروازه , ناصرحجازی بهترین دروازه بان تاریخ ایران . پشت توپ , محمد حسین ضیایی هافبک دفاعی کا ر آمد آن روز شاهین و سرمربی امروز ( صبا باطری).

نفسها حبس شده بود. انگار نه انگار که 80 هزار نفر در ورزشگاه هستند.صدای کسی در نمی آمد.ضیایی حرکت کرد و با یک حرکت فریبنده توپ را به گوشه ی دروازه فرستاد.در حالیکه بنظر میرسید حجازی فریب خورده است, ناگهان با شیرجه ای زمینی توپ را روی خط به آغوش کشید.

حجازی که به زمین افتاد, جمعیت به هوا برخاست.چند لحظه بیشتر طول نکشید که خودم را همراه سایر هواداران استقلال, روی چمن آزادی دیدم.حجازی روی دوش سهراب بوقی دور افتخار میزد, پور حیدری پاکت سیگارش را مچاله کرد و به گوشه ای انداخت, چنگیز و حاجیلو در آغوش هم آرام گرفته بودند...

اما آنطرف قضیه فرق میکرد. ضیایی بهت زده بود, اکثر سفید پوشان شاهین روی چمن وا رفته بودند. آن جوان با تکنیک خط میانی شاهین, تنها یک گوشه ایستاده بود و با حسرت به لبخند حجازی مینگریست.

در حالیکه از قهرمانی استقلال شاد بودم, اما بیشتر توجهم به آن جوان شاهینی بود.سبک بازی او را دوست داشتم. بازیهای زیبایش در طی یکی دوسال , جلوی چشمانم بود. چند لحظه به صورت خیس و خسته اش نگاه کردم. خیلی چیزها از نظرم گذشت, خیلی چیزها...با خودم گفتم کاش او هم استقلالی بود.

چند سال بعد آن جوان ریزنقش, کاپیتان استقلال و همه کاره ی خط میانی بود.چه کسی میتوانست تصور کند که آن جوان غمزده ی فینال , روزی ژنرال آبیها شود و بزرگی چون حجازی را به چالش بکشد. از ذهن کدام فوتبالدوستی میتوانست خطور کند که آن جوان نحیف , روزی در حضور همه ی بزرگان, سرمربی تیم ملی شود.چیزیکه حجازی بزرگ با تمام شایستگیهایش, هنوز آرزوی آن را دارد.براستی که دنیای توپ گرد دنیای عجیبی است.( یک توپ رو که بالا بندازی, هزار تا چرخ میخوره تا بیاد پایین. )

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:28 توسط محمد رضا شاگردی |

عزیزانی که تمایل به حرفه ی مربیگری دارند می توانند با مراجعه به سایت پر مخاطب که روزانه میلیونها هوادار فوتبال را به سمت خود می کشاند مراجعه کنند ... عضو شوند و به صورت مجازی مربیگری کنند ... در صورت در خواست توضیحات بیشتر حتما در قسمت نظرات مطرح کنید ...

 

قطعا از این سایت لذت خواهید برد

 

 

هت تریک را تجربه کنید

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 7:23 توسط محمد رضا شاگردی |

امروز صبح که وارد یاهو مسنجر شدم دیدم چند نفر واسم آفلاین گذاشتن و در مورد فیلم ((300)) و تحریم این فیلم جدید نوشته بودن. به اینکه در مورد ایرانی ها و به قولی ((پرشینز)) منفی بافی کردند و از این صحبت ها.

خلاصه حدودای 2 بعد از ظهر بود که یکی از دوستام تماس گرفت و گفت بلیط این فیلم رو داره و به صورت دسته جمعی رفتیم و این فیلم رو دیدیم.

لازم به ذکر که برای هم سانس این فیلم از 2 ساعت قبل میومدن و توی صف می ایستادن. اما خب این دوست ما بلیط ها رو از طریق اینترنت پیش خرید کرده بود.

خلاصه رفتیم فیلم رو دیدیم. داستانش در مورد جنگ 300 نفری یونانی ها در برابر هزاران سرباز از کشورهای مختلف وابسته به ((پرشین امپایر)) بود. فیلم قشنگی بود. اما نکته ای که من رو متعجب کرده بود نوع گریم ایرانی ها و یا به قولی پرشین های این فیلم بود! بیشتر شبیه آفریقایی ها بودن تا ایرانی ها!

در هر حال به نظر من از نظر افکت های کامپیوتری این فیلم محشر بود!


... و سلام به تمامی ایرانیان دنیا...

دیگه شورش رو در آوردن .... اگه من و شما ایرانی هستیم نباید بگذاریم یه عده آدم حرومی و کثیف با فرهنگ مقدس ما ایرانیها بازی کنند ...

قضیه چیه؟!

کمپانی برادران وارنر اخیرا فیلمی بنام 300 رو آماده اکران در سینماهای هالیوود و سراسر دنیا کرده ... حالا موضوع این فیلم چیه!؟

300 نفر یونانی به جنگ با 1 میلیون سرباز و لشگر ایرانی میرند که خب جالبه طبق آمار یکی از دوستانم در دانمارک که این فیلم رو دیده بود تمامی ایرانیان رو در این فیلم موجودات وحشی و سیاه با خصلت حیوان! نشون دادند طوری که حتی این دوستم از شدت ناراحتی در سینما گریه کرده بود...

البته من این مورد رو چند هفته پیش شنیده بودم اما از صحت این خبر دقیقا مطلع نبودم ولی الان دیگه کاملا مطمئنم...

حالا این فیلم قرار هست روز 9 مارس یعنی پس فردا اکرانش در آمریکا آغاز بشه ....

من به عنوان کوچیکترین ایرانی از تمام شما در هر جای دنیا میخوام که به شدیدترین لحن ممکن اعتراض خودتون رو به این کمپانی ، کارگردان و نویسنده این فیلم اعلام کنید ....

من که به نوبه خودم هر چی دری وری بود نثار این حیوانات کردم شما هم خواهشا کم نگذارین!

این دو ایمیل کمپانی وارنر :

legal@wb.com
privacy@wb.com

این شماره تماس و آدرس این کمپانی :
Warner Warner Bros . Online Inc
4000 Warner Blvd
Bldg. 505
Burbank, CA 91505

Tel: 001 818 977 0018
Fax: 001 818 977 5523

این ایمیل نویسنده روانی فیلم 300 :

comments@howstuffworks.com

اینم از سایت رسمی این فیلم :

http://300themovie.warnerbros.com

از تمامی ایرانیان ، رسانه های خبری ، سایتها و وبلاگها میخوام که این خبر رو پوشش بدهن و اجازه بازی با فرهنگ ما ایرانیان رو به این حیوانات کثیف ندهند !

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 20:45 توسط محمد رضا شاگردی |